ریحانه

ریحانه جان تا این لحظه 8 سال و 10 ماه و 11 روز سن دارد

بعد از مدت ها

سلام سلام

 

چند سالی میشه ک پیغام جدیدی نگذاشتم ولی اگر بشه از حالا ب بعد میذارم، ریحانه جانم بالاخره بعد از 6سال و 6ماه صاحب ی خواهر کوچولو شد، یعنی دقیقا اوج مدرسه و کلاس اول ، و چون یاسمین خانوم دوماه اول بعد تولدش بسیار و بسیار گریه میکرد واقعا برای ریحانه جونم سخت بود ولی الان خداروشکر خیلی بهتر شده و دوتایی همو خیلی دوست دارن ، البته بازم ریحانه به توجه بیشتری نیاز داره ک گاهی ما کوتاهی میکنیم، تولد یکسالی یامین خانم هم که بتازگی بوده 


تاریخ : 25 دی 1398 - 14:04 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 262 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

بالاخره خاله آوا کارخودشو کرد، ما آومدیییییییییییییییییم

اول از همه بگم که دندون 14 هجدهم آذرماه سرزد، پانزدهمی هم همین روزا میاد

 

 

 

 

 


تاریخ : 28 آذر 1392 - 19:06 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 1361 | موضوع : وبلاگ | 20 نظر

دوست دارم دختر گلم

از همه دویستای گلم که به وبلاگ ریحانه جون سر زدن و جویای احوال ریحانه جون شدن ممنونم، شکر خدا ریحانه حون خوب شد، البته الان یکم سرماخوردگی داره، و اینکه امروز صبح یه اتفاق بد افتاد ریحانه جون از تخت افتاد پایین و با دماغش نقش زمین شد خیلی زیاد گریه کرد الهی بمیرم براش ، بعد از یک ساعت یه سمت دماغش هم کبود شد و هم ورم کرد خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی ناراحتم برات عزیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییزم ، الهی بمیرم که این اتفاق افتاد واست  


تاریخ : 07 شهریور 1392 - 00:55 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 1375 | موضوع : وبلاگ | 44 نظر

یاد نیمه شعبان سال 91 بخیر

عزیزدلم ریحانه مامان، نیمه شعبان پارسال شماهنوز جزئی از وجود مامان بودی، من و بابا خیلی دوست داشتیم شما نیمه شعبان دنیا بیای، یه روز قبل از نیمه شعبان پارسال نوبت دکتر داشتم اینقد دوست داشتم دکتر بگه فردا برو بیمارستان تا نی نی رو دنیا یباریم اما نگفت دیگه ، خیلی خیلی زود یکسال گذشت و امروز 4 تیر فقط 14 روز دیگه مونده تا اولین سالروز تولدت عزیزکم، تو بی نظیرترین هدیه خداوندی و روزی هزاران بار شکر بخاطر وجود نازنینت، تو بی همتاترین فرشته زمینی هستی دخترقشنگم، امیدوارم لبخند هیچوقت از روی لبای قشنگت گم نشه، دوست دارم هوارتا


تاریخ : 04 تیر 1392 - 14:54 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 875 | موضوع : وبلاگ | 5 نظر

وخدایی که همین نزدیکی است


سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ
امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ
العامین


تاریخ : 23 اردیبهشت 1392 - 14:22 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 685 | موضوع : وبلاگ | 8 نظر

برای عزیزتر از همه زندگیم، دخترم ریحانه

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم
 
تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم

براي پشت کردن به آرزوهاي محال

به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي

به خاطر گونه ي زرين آفتاب گردان

براي بنفشیِ بنفشه ها دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم

تورا براي لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شيرين خاطره ها دوست مي دارم

تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي آسمان دوست مي دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ... دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ... دوست مي دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه

تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست مي دارم

تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم ... دوست مي دارم ...


تاریخ : 04 اردیبهشت 1392 - 13:02 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 855 | موضوع : وبلاگ | 6 نظر

اولین مسافرت به مشهد

عزیزدلم ریحانه جوووووووووووووووووووووووونم امروز خدا بخواد عازم مشهد هستیم این اولین سفرت به مشهده، راستی ریحانه جون الان بای بای کردن و دستی دستی کردن و نی ناش ناش کردنو یاد گرفته، الهی قربونت برم مامانی دوست دارم یه عالمه، 


تاریخ : 28 اسفند 1391 - 15:49 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 631 | موضوع : وبلاگ | 4 نظر

دوندووون چهارم

ریحانه عزیرم الان 2 روزه که چهارمین دندونتم جوونه زده، مدام دندونای بالا و پائینتو مکشی به هم صدای ناجور در میاری ، 


تاریخ : 16 اسفند 1391 - 00:27 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 643 | موضوع : وبلاگ | 8 نظر

دندووووووووووووووووون

عزیزم ریحانه جون تصمیم گرفته بودیم همین روزا بریم برات یه دست دندون مصنوعی بخریم ولی، امروز عصر کشف کردم که دندون درآوردی عزیییییییییییییییییییییییییییییییییییییزم، مبارکت باشه مامان جون دختر گلم


تاریخ : 27 بهمن 1391 - 00:16 | توسط : مامان ریحانه | بازدید : 631 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر